تبليغاتX
کوانتوم
کشورهای شریک در ساخت ایستگاه فضایی بین المللی قصد دارند در سال 2020 این پایگاه فضایی گران قیمت و پر زحمت را برای پیشگیری از تبدیل شدن به یک زباله عظیم فضایی در اقیانوس غرق کنند.

به گزارش مهر، قائم مقام آژانس فضایی روسیه می گوید پس از پایان گرفتن آزمایشهای مورد نظر در ایستگاه فضایی به اجبار باید این ایستگاه درون اقیانوس غرق شود. امکان رهاسازی این سازه در فضا وجود ندارد زیرا ساختاری بسیار پیچیده و سنگین است که می تواند به عنوان زباله فضایی بسیار بزرگ و یا قطعات متعددی از زباله های فضایی آینده فعالیتهای فضایی را پر خطر سازد.

به گفته "ویتالی داویدوف" این آژانس در حال حاضر با دیگر شرکای خود به توافق رسیده که تا سال 2020 به استفاده از ایستگاه فضایی ادامه داده شود.

زباله های فضایی یکی از دردسرهای بزرگی است که خطر آن روز به روز در حال افزایش است. ایستگاه فضایی که در ارتفاع 354 کیلومتری از زمین در حرکت است یکی از پیچیده ترین سکوها برای انجام آزمایشهای علمی است که طی مشارکت روسیه، امریکا، اروپا، ژاپن و کانادا ساخته شده است.

قرار بود این سازه که در سال 1998 به مدار فرستاده شده تنها 15 سال مورد استفاده قرار گیرد اما طی توافقنامه‌ای قرار بر این شد که ایستگاه فضایی تا سال 2020 در فضا فعال باقی بماند. با آرام گرفتن در آرامگاهی مملو از آب، ایستگاه فضایی بین المللی سرنوشتی مشابه ایستگاه میر روسیه که در سال 2001 و پس از 15 سال در اقیانوس آرام غرق شد را تجربه خواهد کرد.

روسیه که پس از بازنشسته شدن شاتلهای ناسا، اعلام کرد عصر کپسولهای فضایی سایوز آغاز شده، در حال ساخت کشتی فضایی جدیدی است تا جایگزین سایوز شده و بتواند بر خلاف سایوزها که یک بار مصرف هستند، فضانوردان را به فضا برده و به زمین بازگرداند.

بر اساس گزارش اسپیس، داویدوف معتقد است که مشخص نیست پس از مرگ ایستگاه فضایی آیا نیاز برای ساخت و راه اندازی پایگاه مدارگرد دیگری به وجود خواهد آمد یا نه. با این همه به گفته وی ایستگاه فضایی بعدی باید به عنوان پایگاهی برای انجام اکتشافات در اعماق فضا مورد استفاده قرار گیرد.

+ نوشته شده توسط کوانتوم در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 و ساعت 20:9 |
يك تخته سنگ عظيم فضايي كه يكي از بزرگترين شهاب سنگ‌هاي شناخته شده تا به امروز به شمار مي‌رود، در يكي از مناطق دوردست و كوهستاني واقع در شمال غرب چين كشف شد.

به گزارش ايسنا، اين صخره بزرگ و عجيب كه در كوه‌هاي آلتاي استان سين كيانگ چين يافت شده است، شهاب سنگي آهني است.

اين شهاب سنگ كه از خارج از منظومه شمسي آمده از ارزش علمي بالايي برخوردار است.

اين سنگ بزرگ قهوه‌يي رنگ از زير يك تخته سنگ گرانيتي بزرگتر بيرون زده و طول قسمتي از آن كه بالاي زمين قرار دارد، 3/2 متر و عرض آن نصف اين مقدار است.

جرم اين صخره فضايي بين 25 تا 30 تن تخمين زده شده، بنابراين از لحاظ جرمي از شهاب سنگ 28 تني كه در سال 1898 در همان منطقه كشف شده، پيشي گرفته است.

در صورت قطعي شدن شهاب سنگ بودن اين صخره، كشف بزرگي براي جامعه علمي به شمار مي‌رود.

بيشتر شهاب سنگ‌ها نزديك به 6/4 ميليارد سال پيش، هنگام تشكيل منظومه‌ شمسي شكل گرفته‌اند، به همين دليل شهاب سنگ‌هايي كه به تازگي كشف شده‌اند(صرف نظر از اندازه آنها) اطلاعات وسيعي از شكل‌گيري و نخستين تاريخچه منظومه شمسي در اختيار دانشمندان قرار مي‌دهند.

علي‌رغم اين‌كه شهاب سنگ سين كيانگ بسيار بزرگ است، اما عظيم‌ترين شهاب سنگ شناخته شده تا به امروز، جرمي حدود 60 تن دارد و در ناميبيا كشف شده است. از ديگر نمونه‌هاي بزرگتر، مي‌توان به يك صخره 37 تني در آرژانتين و يك شهاب سنگ 30 تني در گرينلند اشاره كرد.

محققان دريافتند كه نام‌هايي بر روي سطح اين سنگ حكاكي شده كه نشان دهنده حضور افرادي در اين منطقه است كه احتمالا از وجود چنين صخره‌ عجيبي مطلع بوده‌اند.

چاپ تيزابي روي آن نيز نشان‌دهنده‌ تركيب نيكل و آهن آن است.

محققان درصددند دريابند آيا اين شهاب سنگ آهني با شهاب سنگي كه در سال 1898 يافت شده، مرتبط است و يا اين‌كه كشف هر دوي آنها در اين منطقه دوردست امري تصادفي است.

+ نوشته شده توسط کوانتوم در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 و ساعت 20:8 |
دانشمندان با استفاده از تلسکوپ «وایز» کشف کردند که زمین در مدار خود به دور خورشید تنها نیست و تحت تعقیب یک سیارک «اسب تراوا» قرار دارد.

به گزارش مهر، ستاره شناسان از دیرباز نظریه ای را مطرح کرده بودند که وجود سیارک ها و سایر اجرام آسمانی را در مدار زمین به دور خورشید پیش بینی می کرد.

اکنون دانشمندان با استفاده از تلسکوپ وایز ناسا موفق شدند با کشف سیارکی به نام «TK7 2010» صحت این نظریه را تایید کنند.

این سیارک که در فاصله بیش از 80 میلیون کیلومتری از زمین قرار دارد در همان مداری حرکت می کند که زمین به دور خورشید می گردد.

TK7 2010 قطری برابر با حدود 300 متر دارد. دانشمندان این سیارک را به عنوان «اسب تراوای زمین» نامیده اند. از نظر تئوری، رسیدن به سیارک بسیار آسانتر از رسیدن به ماه است.

فرود بر روی سیارک ها به این دلیل اهمیت دارد که سطح این اجرام آسمانی می تواند محتوی عناصر شیمیایی باشد که بر روی زمین وجود ندارند و یا بسیار کمیابند.

دانشمندان در مطالعات پیشین توانسته بودند «اسب های تراوا» را در مدار سیارات مشتری، نپتون و مریخ پیدا کنند.

+ نوشته شده توسط کوانتوم در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 و ساعت 20:7 |
مهندسان در دانشگاه ساوث هامپتون پس از طراحی و چاپ هواپیمایی بدون سرنشین موفق شدند اولین هواپیمای چاپی جهان را در آسمان به پرواز درآورند.

به گزارش مهر، یکی از بزرگترین ویژگی های چاپگرهای سه بعدی برای پرفروش بودن آنها این است که کاربر می تواند طرح مورد نظر خود را با استفاده از نرم افزار ایجاد کرده و سپس نسخه واقعی آن را بدون نیاز به هیچ ابزار کارخانه ای و صنعتی و تنها با کمک یک چاپگر ایجاد کند.

مهندسان دانشگاه ساوث هامپتون به منظور نمایش توانایی های این فناوری در صنعت هوانوردی، هواپیمایی را طراحی و چاپ کرده اند. این مهندسان با استفاده از نسخه چاپی این هواپیما توانستند اولین هواپیمای چاپ شده جهان را در آسمان به پرواز درآورند.

ساختار مهندسی این هواپیمای بدون سرنشین توسط دستگاه لیزری به نام EOS EOSINTP730 خلق شده که می تواند از طریق تکنیک لایه لایه سازی مداوم قطعاتی فلزی یا پلاستیکی را ایجاد کند.

این هواپیما SULSA نام دارد و پس از چاپ شدن می توان در عرض یک دقیقه و بدون نیاز به ابزار قطعات آن را سر هم وصل کرد. هواپیمای الکتریکی که در نهایت به دست می آید بالهایی به طول 2.5 متر دارد، مجهز به سیستم خلبان خودکار بوده و با سرعتی برابر 161 کیلومتر بر ساعت حرکت می کند، بدون اینکه صدایی از خود ایجاد کند.

محققان می گویند از زمان طراحی اولیه تا تولید نهایی نمونه آزمایشی یک هواپیمای بدون سرنشین چندین ماه زمان صرف می شود در حالیکه با استفاده از تکنیک لایه لایه سازی لیزری این روند تنها چند روز زمان برده و به دلیل عدم نیاز به ابزاری خاص، ساخت آن نیز بسیار کم هزینه خواهد بود.

+ نوشته شده توسط کوانتوم در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 و ساعت 20:5 |
تا كمتر از 2 دهه آينده، باغ‌وحشي از ربات‌هاي حيوان‌نما براي كمك به انسان ساخته خواهند شد. اکنون که اين مقاله را مي‌خوانيد، نسل جديدي از ربات‌هاي حيوان‌نما که شايد فراتر از تصورات ما باشند، در آزمايشگاه‌هاي پيشرفته‌اي در گوشه و کنار جهان در حال ساخته شدن هستند. اين دانش هيجان‌انگيز تا آنجا پيش رفته است که دانشمندان، عنوان ويژه‌اي براي آن در نظر گرفته‌اند.

زوبوتيك (ZooBotic)، مفهومي جديد از تلفيق دنياي پيچيده حيوانات و سازه‌هاي رباتيکي است كه كاربردهاي فراواني براي آن تصور مي‌شود. سيستم‌هاي رباتيکي که در اين فرآيند طراحي و ساخته مي‌شوند، طيف بسيار متنوعي را شامل مي‌شوند و به همين خاطر کاربردهاي گوناگوني را مي‌توان از آنها انتظار داشت. تا همين چند وقت پيش بيشتر ربات‌هايي که ساخته مي‌شدند، عمدتا به دو گروه کلي تعلق داشتند؛ ربات‌هايي که به چنگک و چرخ مجهز هستند و هريک براي انجام امور خاصي طراحي و تعريف شده‌اند و از حيث نماي ظاهري بيشتر شبيه يک سازه ماشيني هستند تا انسان يا موجود زنده ديگري. حال سازه‌اي را تصور کنيد که بدنه اصلي آن شبيه يک لوله بخاري قطور به همراه دو چرخ در زير آن و سري به شکل نيم‌کره است. به اين دسته از ربات‌ها Widgetophora گفته مي‌شود که ربات شناخته شده R2-D2 را مي‌توان سرآمد اين دسته ناميد.

گروه بعدي ربات‌هايي هستند که شباهت زيادي به انسان‌ها دارند و با نگاه نخست، حداقل به ياد انسان‌ها يا همان خلق‌کنندگانشان مي‌افتيم. اين دسته از ربات‌ها داراي بازو، دست و حتي انگشت هستند. مثال بارز اين دسته که از آنها به Anthropoidea ياد مي‌شود، C-3PO ناميده مي‌شود كه داراي دست و پا و صورت نيز است. ربات‌هايي که در اين دسته قرار مي‌گيرند، همواره براي مردم هيجان‌انگيز بوده‌اند؛ اما در ميان اين دو گروه عمده چه جايي براي ربات‌هاي حيوان‌نما باقي مي‌ماند؟

نکته مهم اين است که در دهه‌هاي گذشته شمار بسيار اندکي ربات حيوان‌نما ساخته شده است. ربات سگ‌نماي سوني يا همان AIBO مثالي از اين نوع ربات‌هاست. حقيقت اين است که بسياري از تلاش‌هاي صورت گرفته در راه ساخت ربات‌هاي حيوان‌نما نهايتا به عروسک‌هايي با هدف نهايي و سرگرم‌کنندگي منتهي شده‌اند و نه فناوري‌هاي کاربردي براي زندگي راحت‌تر و امن‌تر انسان.

البته در چند سال اخير، اتفاقات اميدوارکننده‌اي در اين زمينه روي داده است تا آنجا که مي‌توان گفت ديگر نبايد به ربات‌هاي حيوان‌نما به عنوان يک عروسک يا وسيله بازي با ساختاري پيچيده نگاه کرد. طبيعت به عنوان معلمي بزرگ و منجي عظيم از ايده‌هاي خارق‌العاده همه چيز را براي طراحي و ساخت اين دسته از ربات‌ها فراهم نموده است كه نکته اساسي آن در تکامل 4 ميليارد ساله گروه‌هاي مختلف جانوري است. از اين رو جاي چنداني براي نگراني درخصوص به ثمر نشستن اين تلاش‌ها وجود ندارد. دانشمنداني که روي دو گروه ابتدايي ربات‌ها يعني Widgetophora و Anthropoidea کار کرده‌اند، طراح بزرگي به اسم طبيعت را در اختيار نداشته‌اند. به همين دليل خيلي زود اين پرسش به ذهن خطور مي‌کند که چرا از اين مدل‌هاي بي‌نقص و تاييد شده از سوي طبيعت کپي‌برداري نكنيم؟

بدون شک آنها مي‌توانند از تکامل 4 ميليارد ساله جانوران براحتي استفاده کرده و تنها در عرض چند دهه، طيف چشمگيري از ربات‌هاي حيوان‌نما را بسازند که هريک با کاربردهاي خاص خود، زندگي راحت‌تري را براي انسان به ارمغان آورند. نتيجه اين نگرش تا به امروز تعداد زيادي از ربات‌هاي حيوان‌نما بوده است.دانشمنداني که در عرصه فناوري و دانش کار مي‌کنند، حتي در تلاش هستند تا از دنياي بسيار پيچيده حشرات نيز تقليد کنند. تمام هيجاني که در اين گروه از ربات‌ها ديده مي‌شود دو گروه ابتدايي ربات‌ها را به حاشيه برده است و به همين خاطر بايد اذعان كرد اين رقيب جديد علي‌رغم عمر كوتاه خود در حال پيشي گرفتن از اسلاف قديم خويش هستند.

نكته: بسياري از تلاش‌هاي صورت گرفته در راه ساخت ربات‌هاي حيوان‌نما نهايتا به عروسک‌هايي با هدف نهايي سرگرم‌کنندگي منتهي شده‌اند و نه فناوري‌هاي کاربردي براي زندگي راحت‌تر و امن‌تر انسان

سيسيليا لاچي و تيم همكارش در مدرسه مطالعات پيشرفته سنت آنا ايتاليا از جمله گروه‌هاي پيشرو در زمينه توسعه دانش ربات‌هاي حيوان‌نما به شمار مي آيند. آنها کنسرسيومي بين‌المللي را هدايت مي‌کنند که در فاز نخست قرار است نسل پيشرفته‌اي از هشت پاهاي رباتيکي را توليد کنند. در ساختار يك هشت پا هيچ چيز به اندازه بازوهاي توانمند و انعطاف پذيرش به چشم نمي‌آيد. به همين خاطر است كه بخش قابل توجهي از تلاش دانشمندان در اين پروژه روي طراحي بازوهاي انعطاف‌پذير و البته كارآمدي براي اين هشت پاي رباتيكي معطوف شده است.

در بازوهاي متعارف مهره‌داران، ماهيچه‌ها وظيفه اصلي حركت را در حالي به عهده دارند كه استخوان‌ها كل وزن جانور را بر دوش مي‌كشند. اما در بازوي يك هشت پا اثري از استخوان نيست، پس ماهيچه‌ها بايد وظيفه حمل بدن جانور را نيز به دوش بكشند. البته برخورداري از چنين بازوهايي مزاياي خاص خود را دارد كه تقريبا در بازوهاي هيچ مهره‌دار مشابه ديگري ديده نمي‌شود. هشت پا با استفاده از اين بازوها براحتي به شكاف‌ها و نقاط دور از دسترس نفوذ كرده و غذاي خود را به دست مي‌آورد.

دكتر لاچي پس از بررسي دقيق اين موضوع كه هشت پاها چگونه از بازوهاي خود استفاده مي‌كنند، نسخه‌اي مصنوعي از اين بازوها را طراحي كرده است كه تقريبا به همان روش بازوهاي طبيعي عمل مي‌نمايند. پوشش خارجي اين بازو از سيليكون است كه درون آن مملو از حسگرهاي فشاري است تا ربات بداند و بفهمد چه چيزي را لمس مي‌كند.

درون اين پوشش سيليكوني، كابل‌ها و فنرهايي از جنس نوعي آلياژ تركيبي از نيكل و تيتانيوم نيز وجود دارد تا انعطاف‌پذيري جانور رباتيكي به اوج خود برسد. چنين بازويي مي‌تواند با يك حركت سريع خود را به دور شيء مورد نظر حلقه بزند و اين همان چيزي است كه هشت پاها نيز بخوبي قادر به انجام آن هستند. اما هدف از ساخت اين ربات كه احتمالا هزينه‌هاي زيادي نيز براي آن صرف مي‌شود چه چيزي است؟ پاسخ كوتاه اما تأمل‌برانگيز است: دستيابي به سيستم هوشمند رباتيكي كه به انسان‌ها در انجام كارهاي سخت و پيچيده زيرآب كمك كند. تعمير دريچه‌ها و شيرهاي نفتي كه ده‌ها متر زير سطح آب قرار دارند از جمله اين كاربردهاست.

در همين مركز تحقيقاتي، گروه ديگري از دانشمندان به سرپرستي پائولو داريو و سزار استفانيني همين فرآيند را دنبال مي‌كنند البته با اين تفاوت كه در اينجا هدف يك مارماهي است. مارماهي‌ها ساده‌ترين ساختار را در ميان همنوعان بي‌مهره خود دارند. اين جانوران همچون هشت پاها استخواني ندارند. اما در عوض در ساختار اين حيوان، اسكلتي ابتدايي از جنس غضروف ديده مي‌شود كه به جانور حركت در زير آب كمك زيادي مي‌كند. سيستم عصبي مارماهي پيچيده نيست و همين فاكتور آن را به شروع مناسبي در راه الگوبرداي از طبيعت و ساخت ربات‌هاي حيوان‌نما تبديل كرده است. دانشمندان به مطالعات مربوط به سيستم عصبي مارماهي به عنوان آغاز فرآيند طراحي دوباره مغز انسان البته در محيط‌هاي آزمايشگاهي نيز نگاه مي‌كنند.

ربات‌هاي حيوان‌نما در آسمان

نگرش جديد دانشمندان در زمينه طراحي ربات‌هاي حيوان‌نما صرفا به زير آب منتهي نمي‌شود. در هلند گروهي از محققان دانشگاه دلف نسخه رباتيكي سنجاقكي را ارائه كرده‌اند كه به 2 بال نسبتا بزرگ مجهز بوده و به وسيله موتور الكتريكي به حركت در مي‌آيند. اين سنجاقك رباتيكي كه DelFly نام دارد، نه تنها مي‌تواند با سرعت قابل توجهي به پرواز درآيد، بلكه در موقع نياز مي‌تواند بدون حركت و با بال زدن در هوا معلق باقي بماند.

در چنين وضعيتي حشره رباتيكي مي‌تواند از فرصت استفاده كرده، محيط اطراف را برانداز نمايد و مسير مناسبي را براي ادامه حركت انتخاب كند يا با عكاسي، موقعيت حادثه‌اي كه اتفاق افتاده است را به مركز گزارش نمايد. البته نسخه اوليه اين سنجاقك رباتيكي به صورت كنترل از راه دور عمل مي‌كند اما قرار است در فازهاي بعدي به يك سيستم تمام خودكار تبديل شود كه مقدمات آن نيز فراهم شده است.

نگاهي به اين تلاش‌ها، هر علاقه‌مند به دنياي ربات‌ها را از اين نكته مطمئن مي‌سازد كه در آينده‌اي نه چندان دور باغ‌وحشي از ربات‌هاي حيوان‌نما با قابليت‌هاي حركتي و عملياتي متنوع در بسياري از امور به عنوان نيروهاي كمكي قابل اطميناني در اختيار بشر خواهند بود. اين آينده خيلي دور نيست شايد تنها يك يا 2 دهه ديگر.

اكونوميست / مترجم: مهدي پيرگزي

+ نوشته شده توسط کوانتوم در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 و ساعت 20:4 |
70 درصد از سطح زمين زير آب قرار دارد اما دانش ما درباره ماه - تنها قمر زمين - از آنچه در زير سطح درياها وجود دارد، بيشتر است. طي يك قرن گذشته توجه بشر بيشتر به كشف ناشناخته‌هاي خشكي و در ادامه فضاي بيكران معطوف بوده است تا اعماق اقيانوس ها. يك دليل منطقي براي اين عقب‌ماندگي احتمالا محدوديت‌هاي فراواني است كه بشر در محيط‌هاي آبي با آنها روبه‌روست.

در عميق‌ترين نقاط اقيانوس‌ها، دنيايي مملو از راز و رمز وجود دارد كه بشر تقريبا چيزي از آنها نمي‌داند. نزديك به 2 دهه است كه برخي محققان و سرمايه‌گذاران در عرصه اكتشافات تحقيقاتي و صنعت گردشگري به دنبال راهي براي نفوذ به عمق اين ناشناخته‌ها افتاده‌اند. شركت‌هايي نظير ويرجين گلكتيك و سرمايه‌گذاراني نظير ريچارد برانسون از جمله پيشگامان نفوذ به اين دنياي ناشناخته هستند. محور اصلي پروژه‌هايي كه در اين شركت‌ها دنبال مي‌شوند، نسل مافوق تصوري از زيردريايي‌هاست كه به اندازه زيردريايي‌هاي غول پيكر و پيچيده نظامي، بزرگ و گران قيمت نيستند بلكه با برخورداري از ساختاري فشرده اما با كارايي‌ چشمگير قادر خواهند بود پاي بشر را به عميق ترين و تاريك ترين نقاط اقيانوس‌ها باز ‌كنند. چنين ايده‌هايي كه تا تبديل شدن به واقعيتي عيني تنها چند سال ديگر فاصله دارند، نمونه بارزي از تلفيق فناوري و صنعت پررونقي همچون گردشگري است.

براي آنهايي كه به گردشگري نگاهي فراتر از نگاه عام دارند و حاضرند براي حضور در ناشناخته‌ترين نقاط زمين پول‌هاي زيادي خرج كنند سوار شدن در زيردريايي‌هاي كوچك چند نفره جذابيت خاص خود را دارد. اما گردشگران تنها يك روي اين سكه هستند. محققاني كه سال‌هاست با استفاده از تصويربرداري و داده‌هاي ماهواره‌اي، تصويري مبهم از اعماق اقيانوس داشته اند، مي‌توانند با سوار شدن بر چنين زيردريايي‌هاي نويني، خود را به بستر اقيانوس‌ها رسانده و پژوهش‌هاي خود را آغاز كنند.

در پروژه‌اي كه به اين منظور و از چند سال پيش از سوي محققان شركت ويرجين گلكتيك آغاز شده است، طرحي كلي ترسيم شده كه در آن مجموعه‌اي از عميق‌ترين و هيجان‌انگيزترين نقاط كف اقيانوس‌ها به عنوان مقاصد اين زيردريايي در نظر گرفته شده‌اند. محققان پنج نقطه عميق اقيانوس‌ها را شناسايي كرده‌اند كه عميق ترين آنها گودال ماريانا در اقيانوس آرام است. اندازه‌گيري‌هاي دقيق محققان نشان مي‌دهد كه عمق اين گودال تا سطح اقيانوس نزديك به 12 كيلومتر است. براي درك هر چه بهتر اين عمق كافي است به اين نكته توجه كنيم كه اگر قله اورست را به درون اين گودال بيندازيم، باز هم قله كوه در حدود 3 كيلومتربا سطح آب فاصله خواهد داشت. اندازه‌گيري‌ها نشان مي‌دهد فشار آب در بستر اين گودال تا يكهزار برابر فشار در سطح اقيانوس است. در سال 1960 نيروي دريايي آمريكا يك زيردريايي تحقيقاتي را به همراه دو سرنشين به نزديكي بستر اين گودال اعزام كرد. آنها ماهيان، خرچنگ‌ها و ديگر موجودات دريايي را در اعماق اين گودال مشاهده كردند. اما پس از آن ديگر هيچ تلاش شاخصي در اين زمينه صورت نگرفته است. حالا تصور كنيد بزودي دسته‌اي از زيردريايي‌هاي كوچك راهي اين نقطه از زمين خواهند شد و حتي شما مي‌توانيد با خريد يك بليت، عميق‌ترين دره سيار زمين را در عمق 12 كيلومتري آب در حالي سياحت كنيد كه فشار آب بيرون وسيله نقليه شما، براي له كردن يك تريلي و تبديل آن به يك مشت فلز، كافي است.

پروژه ويرجين بزودي در 5 منطقه اقيانوسي آغاز مي‌شود. قرار است در فاز اول اين پروژه از نمونه‌هاي پيش ساخته زيردريايي‌هاي كوچك موسوم به DeepFlight استفاده شود. اين زيردريايي‌ها تفاوت‌هاي ساختاري قابل توجهي با زيردريايي‌هاي فعلي دارند. اين تفاوت‌ها از بدنه آغاز مي‌شود و تا سيستم موتوري ادامه خواهند يافت. اسكلت اين سيستم‌ها شباهت زيادي به ساختار يك هواپيماي جت دارد. دقيقا به دليل وجود باله‌هاي گلايدري مانندي كه در قسمت عقب و كناره‌هاي اين زيردريايي‌ها ديده مي‌شود، قدرت مانوردهي آن به مراتب فراتر از زيردريايي‌هاي فعلي است. اين باله‌ها همچنين امكان غوطه‌ور ماندن اين وسيله نقليه زيرآبي را در حالي كه حركت مي‌كند، در اعماق اقيانوس فراهم مي‌كنند. اين قابليت زماني از اهميت و ارزش بيشتري برخوردار مي‌شود كه متوجه مي‌شويم فشار آب در عمق ده‌ها هزار متري اقيانوس تا چه حد است.

نكته: نسل جديد زيردريايي‌هاي چند نفره كه تا تبديل شدن به واقعيتي عيني تنها چند سال ديگر فاصله دارند، پاي محققان و گردشگران را به عميق‌ترين نقاط اقيانوس‌ها باز خواهد كرد

در فرآيند ساخت زيردريايي‌ها استفاده از مواد بسيار مقاوم در برابر فشار آب مهم‌ترين دغدغه محققان و طراحان بدنه به شمار مي‌آيد. اين فاكتور در ساخت زيردريايي‌هايي كه در اين پروژه به كار گرفته خواهند شد نيز در نظر گرفته شده است. محققان از فيبر كربني، تيتانيوم و كوارتز در ساخت بخش‌هاي مختلف اين زيردريايي استفاده كرده‌اند. اين مواد نه تنها به طرز چشمگيري سبك هستند بلكه از ضريب مقاومت خيره‌كننده‌اي نيز برخوردارند.

محققان از همان ابتدا به اين نكته توجه داشته‌اند كه زيردريايي‌هاي DeepFlight بايد در برابر فشار يكهزار اتمسفري بستر اقيانوس از خود مقاومت نشان دهند. نكته مهمي كه بايد به آن توجه جدي داشت، تفاوت ساختاري اين زيردريايي‌ها با زيردريايي‌هاي نظامي غول پيكري است كه ممكن است هفته‌ها در اعماق اقيانوس باقي بمانند. در ساختار اسكلتي زيردريايي‌هاي غول پيكر كه نسخه‌هاي اتمي فراواني از آنها موجود است، از لايه‌هاي محافظتي متعددي استفاده شده است. بهره‌گيري از اين لايه‌ها بر ضريب ايمني اين سيستم‌ها مي‌افزايد اما در اين ميان نبايد از افزايش طبيعي وزن آنها نيز غافل شد. از سوي ديگر چنين فرمولي در زيردريايي‌هاي كوچكي نظير DeepFlight ديده نمي‌شود. قطر بدنه اين زيردريايي‌ها به زحمت از چند ده سانتي‌متر فراتر مي‌رود و اين درحالي است كه بايد حداكثر فشار آب ممكن در اعماق اقيانوس را نيز تحمل كنند.

5 نقطه عميق اقيانوس‌ها

زيردريايي‌هاي DeepFlight بزودي راهي 5 نقطه عميق جهان مي‌شوند. پس از گودال ماريانا كه با عمق نزديك به 12 هزار متر، عميق ترين گودال زمين محسوب مي‌شود، گودال پورتوريكو در اقيانوس اطلس‌ با عمق تقريبي 8605 متر قرار دارد. پس از آن گودال ديامانتينا (Diamantina) در اقيانوس هند با 8047 متر و گودال ساندويچ جنوبي (South Sandwich) با 7235 متر ژرفا،‌ به عنوان عميق ترين نقاط زمين محسوب مي‌شوند. آخرين عضو اين مجموعه نيز گودال مولي (Molloy ) است كه با 5608 متر عمق در اقيانوس منجمد شمالي قرار دارد.

ريچارد برانسون سرمايه‌گذاري نجومي روي پيشبرد اين پروژه صورت داده و اميدوار است به محض راه‌اندازي اين طرح، سيلي از طلا و نقره به سمتش روانه شود. به همين دليل قرار نيست از اين زيردريايي‌ها صرفا براي انجام تحقيقات علمي استفاده شود. گروهي از مديران خوش فكر كه سابقه همكاري چندين ساله را با وي دارند، از چندي پيش شروع به پيش ثبت‌نام از گردشگران متمولي كرده كه براي سفر به اعماق اقيانوس مشابه سفر به فضاي اطراف زمين، حاضرند ميليون‌ها دلار هزينه كنند.

استفاده از اين زيردريايي‌ها به عنوان ابزاري پولساز در صنعت گردشگري پيش از اين نيز مورد آزمايش قرار گرفته كه اتفاقا با نتايج قابل قبولي نيز همراه بوده است. پس از طراحي و آزمايش نمونه‌هاي اوليه زيردريايي‌هاي DeepFlight، گروهي از آنها به عنوان سيستم‌هاي حمل و نقل زيرآبي با قابليت حمل تا دو سرنشين به كار گرفته شدند.

موفقيت اوليه طرح موجب دلگرمي ريچارد برانسون و طراحان اصلي اين پروژه شد. آنهايي كه علاقه‌مند به حضور در چنين برنامه‌هاي هيجان انگيز گردشگري هستند مي‌توانند با پرداخت 11 هزار و 900 دلار در يك تور گردشگري زيرآبي دو روزه حضور پيدا كنند. حضور در اين برنامه تجربه‌اي هيجان‌انگيز است اما تنها براي شمار معدودي از ساكنان سياره زمين مقدور است كه چنين هزينه گزافي را بپردازند.

سال‌هاست كه دولت‌ها تصميم گرفته‌اند با كاهش بودجه‌هاي تحقيقاتي و وارد كردن شركت‌هاي خصوصي به مطالعات بنيادي، ضمن استفاده از قابليت‌هاي اقتصادي اين بخش، پژوهش‌هاي علمي را نيز به پيش برند. مشابه اين عمل در سفرهاي توريستي به فضا، تجاري‌سازي، فناوري‌هاي نوين و ساير حوزه‌هاي علم و دانش به وفور ديده مي‌شود. گويا آينده دانش در گرو توجه بيشتر به علم اقتصاد است.

+ نوشته شده توسط کوانتوم در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 و ساعت 20:3 |
گروهي از دانشمندان بين‌المللي علوم دريايي و اقيانوس‌شناسي اخطار داده‌اند كه اقيانوس‌هاي سياره زمين در خطر ورود به مرحله بي‌سابقه‌اي از انقراض گونه‌هاي دريايي هستند كه تاكنون در تاريخ بي‌سابقه بوده است.

گزارش اوليه اين تحقيقات همزمان با نشست اقيانوس‌شناساني از سراسر جهان براي بررسي و ملاحظه آخرين مطالعات انجام شده در اين حوزه در دانشگاه آكسفورد ارائه گرديد.

پس از بررسي شواهدي مبني بر نقش عواملي همچون آلودگي، اسيدي‌شدن، گرم‌شدن اقيانوس‌ها، صيد بيش از حد و اكسيژن‌زدايي آب بر انقراض گونه‌هاي جانوري اقيانوسي، گروه دانشمندان به اتفاق به اين نتيجه رسيدند كه اكوسيستم‌هاي اقيانوسي پس از بمباران‌شدن توسط اين حملات چندجانبه ديگر قادر به بازيابي خود نبوده و وارد مسيري يكطرفه به سمت نابودي خواهند شد.

دكتر الكس راجرز، از بخش جانورشناسي دانشگاه آكسفورد و مدير علمي پروژه وضعيت اقيانوس‌ها (IPSO)‌ كه در اين گردهمايي شركت داشته، مي‌گويد: نتايج مطالعات واقعا تكان‌دهنده است. وقتي اثرات تراكمي آنچه بشر بر سر اقيانوس‌ها آورده را مورد توجه قرار مي‌دهيم به اين نتيجه مي‌رسيم كه وضع بسيار بدتر از آن است كه هر يك از ما جداگانه و در حوزه خودمان درك مي‌كنيم. اكنون در شرايط بسيار خطرناكي هستيم كه جلب همكاري در هر زمينه‌اي را مي‌طلبد. ما اكنون قادريم پيامدهايي كه اين شرايط براي بشريت و اثراتي كه روي عمر ما و بدتر از آن روي فرزندانمان و نسل‌هاي بعد از آنها مي‌گذارد را پيش‌بيني كنيم و پيش‌بيني‌ها تصوير خيلي زشتي از آينده را نشان مي‌دهند.

گروه دانشمندان اين طور نتيجه‌گيري كرده‌اندكه تركيب عوامل چندگانه آلودگي اقيانوس‌ها شرايطي را به وجود آورده كه زمينه انقراض گسترده گونه‌هاي جانوري اقيانوسي را به وجود مي‌آورد.

بزرگي و سرعت انقراض گونه‌هاي زيستي اقيانوس‌ها بسيار وسيع‌تر و سريع‌تر از چيزي است كه قبلا تصور مي‌شد و آسيب‌هاي كنوني وارده بر پيكره اكوسيستم‌هاي اقيانوسي فراتر از حد انتظار رفته است. دانشمندان اكنون نگرانند كه اكوسيستم‌ها با اين حجم آسيب وارده به آنها ديگر قادر به بازسازي خود نباشند.

دكتر راجرز معتقد است حتي اگر اين تخريب تنها محدود به اكوسيستم صخره‌هاي مرجاني كه احتمالا تا انتهاي اين قرن به وقوع خواهد پيوست باشد كافي است تا باعث انقراض يا تهديد 9 ميليون گونه جانوري مرتبط با صخره‌هاي مرجاني شود.

پس از اين گردهمايي توصيه‌هايي براي مقامات مسوول كشور و سازمان ملل فرستاده شد تا كاري براي نجات اكوسيستم‌هاي اقيانوسي انجام دهند. اين توصيه‌ها شامل اعمال نظارت سازمان ملل بر آب‌هاي آزاد، توصيه به دولت‌هاي مختلف در جهت كاهش صيد ماهي‌ها، تعيين نواحي حفاظت شده در درياها و اقيانوس‌ها و تلاش‌هاي جمعي براي جلوگيري از آلودگي مسيرهاي آبي و درياها بوده است.

Oxford University
مترجم: آتنا حسن‌آبادي

+ نوشته شده توسط کوانتوم در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 و ساعت 20:1 |
ستاره‌شناساني كه به مطالعه ستارگان و سياه‌چاله‌ها مي‌پردازند موفق به كشفي شده‌اند كه مي‌تواند در نهايت به درمان‌هاي ايمن‌تر و موثرتر سرطان منجر شود.

به گزارش ايسنا، دانشمندان در بررسي‌هاي خود دريافتند كه فلزات سنگين در زمان مواجهه با اشعه ايكس در انرژيهاي خاص از خود الكترون‌هاي كم انرژي منتشر مي‌كنند.

اين كشف احتمال اين امر را بالاتر مي‌برد كه پزشكان بتوانند از كاشت‌هاي ساخته‌شده از طلا يا پلاتين براي از بين بردن تومورها با الكترونهاي كم‌انرژي استفاده كرده و در همان حال بافت‌هاي سالم را در معرض تشعشعات كمتري از آنچه امروز ممكن است، قرار دهند.

سلطانا ناهار، ستاره‌شناس دانشگاه اوهايو در بيانيه‌اي اظهار كرد: ما به عنوان يك ستاره‌شناس از فيزيك پايه و شيمي براي فهم اتفاقات بين ستاره‌ها استفاده مي‌كنيم و خوشحاليم كه توانستيم از همين شيوه براي درمان احتمالي سرطان بهره ببريم.

شبيه‌سازي‌هاي رايانه‌اي محققان نشانگر آن است كه برخورد يك اتم طلا يا پلاتين با مقدار كمي اشعه ايكس در يك طيف فركانس باريك منجر به توليد جرياني با بيش از 20 الكترون انرژي پايين مي‌شود.

به گفته محققان، اين الكترون‌هاي پرتاب شده مي‌توانند سلولهاي سرطاني را كشته و دي‌ان‌اي آنها را تجزيه كنند. از اين رو پزشكان خواهند توانست نانوذرات فلزات سنگين را در داخل و اطراف تومورها قرار داده سپس آنها را با ضربات مناسب اشعه مورد ضربه قرار دهند.

اين بارش الكتروني مي‌تواند تومور سرطان را از بين ببرد. همچنين اين فرآيند به شدت مواجهه بيمار با تشعشات را در مقايسه با بسياري از شيوه‌هاي تابشي رايج كاهش مي‌دهد.

اين محققان يك دستگاه اوليه ساخته‌اند كه نشان مي‌دهد فركانس‌هاي خاص اشعه ايكس مي‌توانند الكترون‌هاي كم انرژي را از نانوذرات فلزات سنگين آزاد كنند. با اين كه اين دستگاه به توسعه بيشتري نياز دارد، شاهدي بر اصل شيوه بالقوه درمان سرطان به شمار مي‌رود.

محققان اين درمان احتمالي را پس از بررسي آسمان به دست آوردند. آنها به طور خاص تلاش كردند مواد تشكيل دهنده ستاره‌هاي مختلف را براساس چگونگي جريانات تابشي به داخل آنها و سپس خروج از اين ستارگان شناسايي كنند.

اين تيم براي شبيه‌سازي اين فرايندها، مدل‌هاي رايانه‌اي پيچيده ساختند. اين مدل‌ها آنها را به چگونگي رفتار فلزات سنگيني مانند آهن در زمان جذب گونه‌هاي مختلف تابش راهنمايي كرد.

آهن نقش غالبي در كنترل جريان تابش‌ها در ستارگان برعهده دارد؛ اما همچنين در برخي از محيط‌هاي سياه‌چاله ديده شده كه به توليد برخي گونه‌هاي پرتوهاي اشعه ايكس قابل مشاهده از روي زمين مي‌پردازد.

اين محققان در اين زمان دريافتند كه اين مفاهيم از فيزيك اختراتمي فراتر رفته‌اند. اشعه ايكس و همچنين فلزات سنگين در تمام زمان‌ها در درمان‌هاي پرتوي و تصويربرداري مورد استفاده بوده‌اند.

اين محققان اكنون در تلاش براي وسعت بخشيدن به كشفيات خود و استفاده از يافته‌هاي خود در ديگر حوزه‌هاي پزشكي هستند.

+ نوشته شده توسط کوانتوم در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 و ساعت 20:1 |
دانشمندان فرانسوي و اوگاندايي فسيلي از جمجمه يك ميمون پيدا كردند كه قدمت آن به 20 ميليون سال مي‌رسد.

به گزارش فارس، باستان شناسان و محققان فرانسوي و اوگاندايي موفق شدند فسيل جمجمه يك ميمون درختي را بيابند كه مربوط به 20 ميليون سال قبل است.

اين محققان 18 جولاي هنگامي كه در پي آثار فسيل‌هاي آتشفشاني در «كاراموجا» در اوگاندا بودند به وجود چنين فسيلي پي بردند. اين فسيل جمجمه در منطقه نيمه خشكي در شمال‌شرقي اوگاندا يافته شده است.

«مارتين پيكفورد» ديرينه‌شناس فرانسوي مي‌گويد: اين فسيل يافته شده از جمجمه يك ميمون اهميت بسزايي دارد زيرا به صورت سالم اين جمجمه بدست آمده است و اين يافته مي‌تواند كمك شاياني به علم ديرينه شناسي كند.

وي در ادامه گفت: اين جمجمه متعلق به ميمون درختي است كه در 10 سالگي مرده است و اندازه سر آن شبيه به يك شامپانزه است اما مغز آن متعلق به دسته‌اي از ميمون‌هاي دم كوتاه است.

+ نوشته شده توسط کوانتوم در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 و ساعت 20:0 |
قطعه ای از بقایای شاتل فضایی کلمبیای ناسا هشت سال پس از وقوع فاجعه سال 2003 که منجر به متلاشی شدن این شاتل و کشته شدن هر هفت سرنشین شاتل شد، در تگزاس کشف شده است.

به گزارش مهر، این قطعه، مخزن واکنش دهنده انرژی کروی شکل و مخزن توزیع شاتل کلمبیا هفته گذشته در شرق تگزاس کشف شد. مخزن در بخشی خشک شده از دریاچه "Nacogdoches" در شهری به همین نام در تگزاس کشف شده است. در واقع خشکسالی در این منطقه و پایین رفتن سطح آب دریاچه منجر به آشکار شدن این قطعه از کلمبیا شده است.

پلیس محلی با تماس با سازمان ناسا آنها را از کشف این قطعه آگاه کرده و تصاویری از آن را برای ناسا ارسال کرد به این شکل مهندسان ناسا توانستند هویت این قطعه را تایید کنند. یکی از متخصصان ناسا که برای 30 سال در این مرکز فعالیت دارد توانست این مخزن را شناسایی کرده و اعلام کند که قطعه یافته شده به کلمبیا اختصاص دارد.

این قطعه یکی از 16 مخزن کلمبیا بوده است که اکسیژن و هیدروژن مایع را در خود حمل می کرده اند، این مخزن کروی که قطری برابر یک متر دارد، به زودی به پایگاه فضایی کندی بازگردانده خواهد شد، جایی که ناسا قطعات و بقایای به جا مانده از شاتل کلمبیا را در یک ساختمان جمع آوری می کند.

تاکنون در حدود 38 تا 40 درصد از قطعات کلمبیا کشف شده و در این ساختمان جمع آوری شده اند. فاجعه سال 2003 به واسطه ایجاد حفره ای در یکی از بالهای کلمبیا رخ داده است. این حفره توسط قطعه ای که از مخزن سوخت شاتل جدا شده بود در بال ایجاد شده  کلمبیا و سرنشینانش را به نابودی کشاند.

فاجعه کلمبیا دومین حادثه در تاریخ 30 ساله برنامه شاتل‌های ناسا بوده است، در سال 1986 نیز شاتل چلنجر و سرنشینانش به سرنوشتی مشابه دچار شدند.

بر اساس گزارش فاکس نیوز، ماه گذشته سه شاتل باقی مانده ناسا به برنامه 30 ساله خود خاتمه داده و برای همیشه بازنشسته شدند. با پایان آخرین ماموریت شاتل آتلانتیس STS-135، این شاتل به همراه دیسکاوری و اندیور راهی موزه ها شدند تا ناسا بتواند برنامه جدید خود را با ساخت فضاپیماهایی برای اکتشافات در اعماق فضا آغاز کند.

+ نوشته شده توسط کوانتوم در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 و ساعت 20:0 |