
بگو برف نبارد
قطع کن این ریزش مکرر را
پاهایم برهنه است
بگو پاپوشم را بیاورند
نه ، دلم را برهنه می کنم
بگو دلم را سفید پوش کند
شرمم میشود
می ترسم نگاهش کنم
مبادا که از سیاهی من رنگ بگیرد
آن وقت تو بگو ...
سفیدی اش را به رخم نمی کشد ؟
جای پایم را چه کنم ؟
نه ، بگو خط بکشند
دور آن محدوده ای را که من قدم گذاشتم
مبادا کسی از آنجه عبور کند ...
باور کن فقط سطحش گولت می زند ...
تو خالی ست
نه ، آب میشوم از این بی آبرویی
حتی زود تر از برف ....
پ.ن :
آدم برفی ات می شوم ...
قول میدهم ...
بساز و خرابم کن ...
فقط ذوبم نکن ...
+
نوشته شده در توسط فاطمه عباسی
